جشن خانوادگی
روز چهارشنبه 92/11/23 ، یکی از روزهای سرونوشت ساز برای من و آبتین بود و من بالاخره بعد از یکسال دوندگی تونستم با یاری خدا، سند آزادی خودم و گل پسری رو بگیرم. و با اینکه از اسفند پارسال من و پسرم با هم زندگی می کردیم اما از این روز رسما و قانونا زندگی دو نفرمونو شروع کردیم. به همین مناسبت همون شب شام با باباجون ، مادرجون ، خاله و دایی و آبتین طلا رفتیم رستوران گردان رنگین کمان که خیلی هم خوش گذشت. اما متاسفانه یادم رفت عکس بندازم. از خدا می خوام کمکم کنه تا بتونم اونطور که شایسته آبتین هست بزرگش کنم و به تمام آرزوهای قلبی که براش دارم برسم . خدایا ممنون که همیشه هوامونو داری جشن خانوادگی | خاله نسترن 18:32 1...
نویسنده :
نسيم
10:29






